جشن ها و آیین ها

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

شب علفات (عرفات) :
یک شب مانده به شب عید را شب علفات می گفتند. در این شب هر خانواده ای برای اقوام و اقارب خود کاسه می فرستاد که محتویات آن معمولاً پلو و گوشت بود. مقدار و تعداد کاسه ها بستگی به موقعیت اقتصادی و اجتماعی خانواده ها داشت. برای فامیل های نزدیک و همسایه ها یک بشقاب و برای اقاربی که در محلّه ی غیر سکونت داشتند یک قاب (3 برابر بشقاب) کاسه داده می شد. کاسه ها باید قبل از تاریک شدن هوا به خانواده ها برسد. بچه هایی که کاسه را می بردند عیدی خود را از صاحب خانه ای که کاسه برای او فرستاده شده بود دریافت می کردند. در برخی از خانواده ها مرسوم بود که در شب عید و یا هر دو شب کاسه می دادند.
شب عید :
با فرا رسیدن شب عید اعضای خانواده زیر کرسی به دور هم جمع می شدند، سینی بزرگی را روی کرسی می گذاشتند که داخل آن سبزه، گل بید مشک، شیرینی، نان شیرینی، قرآن، اسفند آینه چیده شده بود و نارنجی در وسط سبزه قرار می دادند (هفت سین به مفهوم خاص آن در گذشته وجود نداشت) اگر سال در ساعات بعد از نصف شب تحویل می شد، عامّه را بر این باور بود که اگر کسی در این شب بیدار بماند و زمان تحویل سال را حس کند، هر آرزویی که در دل دارد در سال جاری برآورده می شود و معتقد بودند که هنگامی که سال نو می شود گاو ماهی کره ی زمین را  از روی یک شاخ به روی شاخ دیگرش منتقل می کند و همین حرکت انتقالی سبب حرکت زمین می شود به طوری که ممکن است اشیاء بالای «رَف» و طاقچه بر اثر این حرکت فرو ریزد.
مراسم شب چهارشنبه سرخی «سوری»:
در گذشته مراسم آتش بازی در این شب وجود نداشت. در عوض با سه مراسم: «فالگوشی» ، «بولونی اندازون» و «آتش کردن بر پشت بامها» روبرو بوده ایم که به آنها اشاره خواهیم کرد.
فالگوشی:
در این شب هرکس برای خود و خانواده اش نیّتی می کرد (به ویژه مادران و دختران) و به دختر خود مأموریت می داد تا به طور مخفیانه به درِ خانواده ای سر بزند و هر چه گوش کرد برای مادر خود بازگو کند. مادر مطلب شنیده شده را با نیّت خود می سنجید و به داوری می نشست؛ مثلاً اگر دختر خود می شنید که مادرِ خانواده همسایه به دخترش نفرین می کند، می گفت : «خدا زمین گیرش کند با تعریف کردنش».
فال بولونی:
در پسین آخرین روز 3 شنبه سال تعدادی از زنان و دختران محلّه دور هم جمع می شدند و ظرفی دهان گشاد از جنس سفال یا فلز را پر از آب کرده و هر کس با نیّت قبلی دکمه یا سنجاق یا شیئی دیگری را در ظرف  می انداخت. هنگام شب ظرف را در محلّی می گذاشتند که نور ماه و ستاره به آن بتابد و دهانه ظرف را با تاپ تاپو (نوعی نان گرد) می پوشاندند و روی قرص نان آینه و سرمه دان قرار می دادند.
عصر فردای آن روز ظرف را در میان گذاشته و زنان و دختران دور آن جمع می شدند. دختر بچّه ای پیراهن خود را بر روی ظرف می گرفت. دختر دیگری در حالی که یک دوبیتی محلّی می خواند دست را در ظرف می کرد و شیئی را بیرون می آورد، صاحب شیئی، مضمون دو بیتی را با نیّت خود می سنجید. اشعاری که در ضمن شروع فال خوانده می شد چنین بود:
                 خـوش رحـمتـیـت یـاران               صلــوات  بــر  مـحـمـــد
                 صـلــوات را خدا گـفـت                 در شــأن مـصطـفی گفت
                 جـبـرئـیـل بـارهــا گـفت              صـلــوات  بــر   مـحـمــد
                 مـا مـصـطفـی   نـدیـدیـم             نــام خـوشـش شـنـیـدیـم
                 مهـرش به جان خریـدیـم               صـلــوات  بــر  مـحـمـــد
                 رفـتـم  بـه  سـوی صـحرا               دیــدم   ســـوارِ   تــنــهــا
                 گفـتـم که تـو که هستی؟              گـفـتـا : مـنم! علـی! علـی!
                 مـی زنـم بـه طـبـل نـبــی            بــا  خـدای  خـود  هـمــی
                 شست من شست خداست               شست من مشکل گشاست
سپس دست خود را در بولونی می کرد و شیئی بیرون می آورد.
آتش کردن بر پشت بام ها:
یکی از آئین های این شب آتش کردن بر پشت بامها بود و مردم معتقد بودند که در این شب، مختار ابن عبید ثقفی در این شب از زندان آزاد شد و به خونخواهی شهدای کربلا بر علیه آمرین و عاملین این فاجعه قیام نمود و آنها را به هلاکت رسانید.
(برگرفته از کتاب فرهنگ عامه سمیرم، ناصر طغرایی)
 

خواندن 27 دفعه
محتوای بیشتر در این بخش: بازی های محلی »

نظر دادن

سلام لطفا با نظرات سازنده خود، ما را یاری بفرمایید